وقتی برای زایمان بچم بستری شدم در بدترین حال روحی بودم،چون بچم مرده بود اون هم توی ماه نهم،اونقدر گریه کرده بودم که چشمام باز نمیشد اونوقت من رو بردن توی اتاقی که یه خانم دیگه داشت زایمان میکرد و من هر لحظه با هرجیغش به حالش غبطه میخوردم که کاش من جای تو بودم💔
وقتی صدای گریه ی نوزادش رو شنیدم خیلی بهم ریختم امیدوارم خدا همه ی بچه ها رو به مادراشون ببخشه ولی واقعا اینکه یه کیس سقطی رو کنار یه زایمان سالم بستری کنی نهایت بی فرهنگی کادر درمان هست ،یه ذره به روان اون مادری که بچش مرده فکر نمیکنن که بابا این الان خودش داغونه و با هرچیز کوچکی بهم میریزه وقتی همه ی اتاق های زایمان خالیه این یکی رو حداقل جدا بستری کنیم