2821
2789
عنوان

میشه بیایین حرف بزنیم نیاز دارم

102 بازدید | 19 پست

بچها 

حالم بده متوجه شدم سرطان روده داره 

حالش بد بود گفت ببخشید منو کمی تنها باشم

نمیدونم چطوریه حالش چیا باید بهش بگم 

خاک بر سرم که تو این شبای بد پیشش نیستم

حالم خیلی بده یکم چیزی بگید اروم شم

دو شبه دارم گریه میکنم

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

نمیدونم چ بگم

یکی از اقوام ماهم داره 

خیلییییی براش غصه میخورم کاشکی ی در مان قطعی داشت ایم مریضی وامونده

😐🤦‍♀️دوستان اینو بفهمید که من فقط دوستدار استادم. خودشون نیستم پس هر خطایی از من دیدید پای خودم بزارید نه ایشون. گر میسر نیست مارا کام او عشق بازی میکنیم  عشق بازی میکنیم با نام او لطفا با شعری ک گذاشتم شوخی های ک درحد شخصیت خودتونه نکنید جنبشو ندارم 😊  یاد بگیریم از روی عکس پروفایل و اسم کاربری همدیگرو قضاوت نکنیم دنیا جا ی قشنگ تری میشه 🌹تو نی نی سایت عاشقا از کسایی قلبشونو شکستن، جاریا از جاریا، خواهر شوهرا از زن داداشا، عروس از مادر شوهرا، مادر شوهرا از عروسا، کاربرا از کارای دیگ، گله میکنن و میگن چقدر بد هستند، الان من موندم این بد های واقعی کجان؟ همه جز خوبا شدن ک... 

خو کی

.تنهایی یعنی این سکانس...💔توی قسمتی از فیلم "رستگاری در شائوشنگ"، پیرمردی به اسم بروکس بعد از ۵۰ سال از زندان آزاد شد، برگشت به شهرش ولی هیچی دیگه مثل قبل نبود. این آزادی براش تلختر از زندان بود.چند روز بعد مثل همیشه از خواب بیدار شد، دوش گرفت، بهترین لباسش رو پوشید، عطر مورد علاقهاش رو زد. رو یه چهارپایه رفت و با یه چاقو روی دیوار خونهاش نوشت : بروکس اینجا بود...و خودش رو از سقف همون خونه، برای همیشه رها کرد.بروکس اون جمله رو نوشت چون کسی دیگه نبود بفهمه که "من اینجا بودم..."مثل خیلی از ماها که وسط شلوغترین روزا ته دلمون خالیه و منتظریم یک نفر بیاد، مارو بفهمه، پیشمون بمونه.ما هم اینجاییم.همین حالا.

دوس پسرم قرار بود تابستون بیان خواستگاریم

مطمئنی دروغ نمیگه؟ بخاطر خواستگاری

.تنهایی یعنی این سکانس...💔توی قسمتی از فیلم "رستگاری در شائوشنگ"، پیرمردی به اسم بروکس بعد از ۵۰ سال از زندان آزاد شد، برگشت به شهرش ولی هیچی دیگه مثل قبل نبود. این آزادی براش تلختر از زندان بود.چند روز بعد مثل همیشه از خواب بیدار شد، دوش گرفت، بهترین لباسش رو پوشید، عطر مورد علاقهاش رو زد. رو یه چهارپایه رفت و با یه چاقو روی دیوار خونهاش نوشت : بروکس اینجا بود...و خودش رو از سقف همون خونه، برای همیشه رها کرد.بروکس اون جمله رو نوشت چون کسی دیگه نبود بفهمه که "من اینجا بودم..."مثل خیلی از ماها که وسط شلوغترین روزا ته دلمون خالیه و منتظریم یک نفر بیاد، مارو بفهمه، پیشمون بمونه.ما هم اینجاییم.همین حالا.

دوس پسرم قرار بود تابستون بیان خواستگاریم

الهی شفا پیدا کنه ولی به این پسرا اعتمادی نیست ممکنه کلک زده باشه نخواد بیاد خاستگاری 

متاهل ومتعهد❤️❤️حرفی ندارم فقط کاراگاه بازی رو بزار برای زندگی خودت وسرت رو از تو زندگی مردم در بیار🫰🏻از تاریخ ۲۵ دی تاپیک ها متعلق به من هست ❤

2825
2823
2791
2779
2792