خیلییییی براش غصه میخورم کاشکی ی در مان قطعی داشت ایم مریضی وامونده
😐🤦♀️دوستان اینو بفهمید که من فقط دوستدار استادم. خودشون نیستم پس هر خطایی از من دیدید پای خودم بزارید نه ایشون. گر میسر نیست مارا کام او عشق بازی میکنیم عشق بازی میکنیم با نام او لطفا با شعری ک گذاشتم شوخی های ک درحد شخصیت خودتونه نکنید جنبشو ندارم 😊 یاد بگیریم از روی عکس پروفایل و اسم کاربری همدیگرو قضاوت نکنیم دنیا جا ی قشنگ تری میشه 🌹تو نی نی سایت عاشقا از کسایی قلبشونو شکستن، جاریا از جاریا، خواهر شوهرا از زن داداشا، عروس از مادر شوهرا، مادر شوهرا از عروسا، کاربرا از کارای دیگ، گله میکنن و میگن چقدر بد هستند، الان من موندم این بد های واقعی کجان؟ همه جز خوبا شدن ک...
.تنهایی یعنی این سکانس...💔توی قسمتی از فیلم "رستگاری در شائوشنگ"، پیرمردی به اسم بروکس بعد از ۵۰ سال از زندان آزاد شد، برگشت به شهرش ولی هیچی دیگه مثل قبل نبود. این آزادی براش تلختر از زندان بود.چند روز بعد مثل همیشه از خواب بیدار شد، دوش گرفت، بهترین لباسش رو پوشید، عطر مورد علاقهاش رو زد. رو یه چهارپایه رفت و با یه چاقو روی دیوار خونهاش نوشت : بروکس اینجا بود...و خودش رو از سقف همون خونه، برای همیشه رها کرد.بروکس اون جمله رو نوشت چون کسی دیگه نبود بفهمه که "من اینجا بودم..."مثل خیلی از ماها که وسط شلوغترین روزا ته دلمون خالیه و منتظریم یک نفر بیاد، مارو بفهمه، پیشمون بمونه.ما هم اینجاییم.همین حالا.
.تنهایی یعنی این سکانس...💔توی قسمتی از فیلم "رستگاری در شائوشنگ"، پیرمردی به اسم بروکس بعد از ۵۰ سال از زندان آزاد شد، برگشت به شهرش ولی هیچی دیگه مثل قبل نبود. این آزادی براش تلختر از زندان بود.چند روز بعد مثل همیشه از خواب بیدار شد، دوش گرفت، بهترین لباسش رو پوشید، عطر مورد علاقهاش رو زد. رو یه چهارپایه رفت و با یه چاقو روی دیوار خونهاش نوشت : بروکس اینجا بود...و خودش رو از سقف همون خونه، برای همیشه رها کرد.بروکس اون جمله رو نوشت چون کسی دیگه نبود بفهمه که "من اینجا بودم..."مثل خیلی از ماها که وسط شلوغترین روزا ته دلمون خالیه و منتظریم یک نفر بیاد، مارو بفهمه، پیشمون بمونه.ما هم اینجاییم.همین حالا.