پشتوانه مالی ندارم به کسی چیزی نگفتم اولش خیلی غصه میخوردم زجه میزدم داد می زدم دو روز عزا گرفته بودم به بچم شیرخشک خالی میدادم که شیر پر از غصه ی من رو نخورهالان دیگه بی خیالش شدم سید کمکم میکنه بی خیال شدم یجوری به خودم میرسم تو خونه که میفهمم داره از دور حسرتم رو میخوره داره میسوزه میرم بیرون اصلا باهاش حرف نمیزنم یعنی ازش بدم اومده و دیگه باهاش حرفی ندارم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
به صُبـح میرسـد این روزگـارِ دائـم شَـب... :)❤️✨ هيچ چيز دوبار اتفاق نمی افتد و اتفاق نخواهد افتاد! به همين دليل، ناشی به دنيا آمدهايم و خام خواهيم رفت! هیچ روزی تکرار نمیشود،. دو شب شبیه هم نیست، دو بوسه یکی نیستند،. نگاه ِقبلی مثل ِنگاه ِبعدی نیست...! بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که: نه سوادِ حرف زدن داشته باشد، نه شعورِ لازم برای خاموش ماندن... 👤#ژان_دلابرویه
نمیدونستم تا این حد نامرد خدا رو شکر فهمیدم ، خیلی بده نمبتونم جدا بشم ولی وقتی صلح موقت بشه خونه و ماشین ازش میگیرم حساب بانکی پنهانی درست کردم برای همه لازمه هیچ کس از فرداش خبر نداره
الان نه حرف میزنم نه چیزی میپوشم جلوش و مانور میدم مقابلش نه حرف میزنم باهاش نه چیزی فقط با بچه هام شادم با تلفن حرف میزنم میرم بیرون. وقتی میبینه همون زن که عاشقش بوده الان تحویلش نمیگیره میسوزه. میخوام بسوزه
وقتی میبینمش چندشم میشه دستش بدنش صورتش همه جاش به بدن اون ج ن د خورده اونی که معلوم نیس با چن نفر بوده شوهر بی غیرتم چقدر ببین بدبخت و بی غیرت شده بود که با یه دستمال هم خواب شده بود🙂