نه اصلا باور نکن الکی میگه
یبار محل کارم یه خانوم جوان و مرتبنه قرتی مرتب اومد
اشک ریخت که شوهرم رفته کرمان و ازش خبر نمی تونم بگیرم بچم بی شیرخشک مونده پول شیرخشک بده
منم پول دو تا قوطی شیرخشک دادم
چند ماه بعد دوباره اومد اداره فکر نمی کرد من تو اون اتاق باشم تا دیدم در و بشت رفت دیگه نیومد تو بعد دیدم جلو یکی دیگه از همکارام و گرفته