2777
2789
عنوان

خداحاظ

135 بازدید | 4 پست

بهار که پرستو‌ها می‌آیند من کوچ می‌کنم.

مقصد من شهر آرزو‌های آبی ست.

بهار که بیاید شکوفه‌ها ناخواسته می‌شکفند

و من با چمدانی پر از برف به سوی خورشید می‌روم.

لحظه‌ی ناب دل کندن از نداشته‌هایم

و خداحافظ‌ ای داشته‌های من

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من « ارگ بم » و خشت به خشتم متلاشی

تو « نقش جهان »، هر وجبت ترمه و کاشی


این تاول و تب‌خال و دهان سوختگی‌ها

از آه زیاد است، نه از خوردن آشی


از تُنگ پریدیم به امید رهایی

ناکام تقلایی و بیهوده تلاشی


یک بار شده بر جگرم زخم نکاری؟

یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟


هر بار دلم رفت و نگاهی به تو کردم

بر گونه‌ی سرخابی‌ات افتاد خراشی

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792