وقتی یه بچه رو میخوایم از خواب بیدار کنیم متوجه باشیم که بیدار کردن یه بچه از خواب براش سبک زیستی میسازه
مثلا بهش میگیم : پاشو سرویس بره دیگه کسی نیست تو رو ببره ، پاشو فلان نشه جا بمونی فلان میشه پاشو
و کلی بهش ترس میدیم تا بیدار بشه
تو برای زیان ندیدن بیدار میشی یا برای لذت بردن از زندگی؟
تو فیلم بهمن یه خواهری داشت برادرشو بیدار میکرد داخل یه کلبه برفی توی آلپ زندگی میکردن
به برادرش اینطور میگفت :
ما یک نیمرو خارق العاده داریم، وای چه گوجه های قشنگی داره منتظر اینکه یک آدمی بیدار بشه این گوجهها رو بخوره ، لذتشو ببره و برفی که منتظرشه .
ببین این حس خوب داره تو رو بیدار میکنه یا اون ترس از دست دادن داره تو رو بیدار میکنه ؟
ما برای از دست ندادن بیدار میشیم یا برای به دست آوردن بیدار میشیم؟ اینها دو تا استراتژی متفاوت برای زیستن هستن.
خیلی اینا ریز نقشه و خیلی از آدما فکر نمیکنن آقا اینا مهمه و در روان تاثیرگذاره
- اگه غذاتو نخوری میدم عمو بخوره !!
یعنی چی؟ یعنی تو تمام فرایندات اضطرابیه و هی برای از دست ندادن هست که داری بیدار میشی
- یه قاشق بخور وگرنه میدم عمو بیاد بخوره !!
- با اسباب بازیت بازی نکنی میدم به پسرخالت بازی کنه !
همه اینها یعنی چی؟
تو پدر منی، تو مادر منی منطقه امن منی اگه قرار باشه تو به من زخم بزنی من نسبت به عالم وحشت میگیرتم
و بخاطر همین اکثر تروماها و زخم های روانی اساسی را نزدیک ترین ها میزنند چون یک اعتماد مطلقی به این جریان خانوادگی وجود داره.
سهیل رضایی
( تاپیک رو قبلا زدم اما چون خیلی مهمه دوباره تکرارش کردم تا مادرهای بیشتری ببینن)