2777
2789
عنوان

عیدی مادرشوهرمو بهش پس دادم ...

76898 بازدید | 264 پست

پنج ساله ازدواج کردم ی پسر سه سال و نیم دارم طبقه بالای پدرشوهرم اینا زندگی میکنیم 

ی برادرشوهر مجرد دارم ک با شوهرم شریک هستن 

ولی مادرخرج خونه شوهرم هستش برادرشوهرم هیچی واسه خونه خرج نمیکنه کلا خیلی خسیس و تنبله 

پدرشوهرم تقریبا از کار افتاده س مریضه


مادرشوهرمم تا این تابستون ک گذشت فکر میکردم خیلی آ م ساده و بی شیله پیله ای هستش .همیشه خیلی کم پول داره ک بهش زیاد پول نمیدن چون بلد نیس خرج کنه منم هیچ وقت ازش هیچ انتطاری نداشتم ک چرا ی بار عیدی نمیدی یا ی بار شام دعوت نمیکنی یا همیشه میگفتم اگه پولی چیزی داری واسه خودت لباس بخر بزار همیشه مرتب باشی و یا واسه خونت وسایل بخر (خیلی شلخته و تنبلللللللللله بیش از حد )

تابستون ی کاری کرد ک بعد چهار ماه ک من متوجه شدم کلاه سرم رفته خیلی ناراحت شدم درحقیقت ی چیزی داشت ک مربوط ب ما میشد و باید ب پسرم میداد ولی ب دروغ گفت تموم شده درعوض قایمکی برای دخترهاش میفرستاد و وقتی متوجه شدم ک از پسرم دریغ کرده خیلییی ناراحت شدم 

چون قائدتا نباید بین نوه های دختری و پسری ک فقط پسر منو داره فرق میذاشت چون همیشه برای اونا جداگونه میفرستاد درصورتی ک هفت تا نوه دختری داره و همشونم از پسرم بزرگترن 


ادامه ...


چن شب پیش برادرشوهر بزرگم ک ی شهر دیکه زندگی میکنن اومدن خ‌نه ما و ی شبانه روز موندن بحث خواهرم پیش اومد ک از مادرشوهرش اینا جدا شدن و دیگه مستقل زندگی میکنن  ک ی دفعه مادرشوهرم توی جمع برگشته میگه ک خواهرت مستقل شده ولی هر روز میره کارهای مادرشوهرشم انجام میده منم گفتم نه اصلا اینطور نیست ک جاریم پشتم دراومد و گفت گسی ک جدا شده دیگه وظیفه ای نداره بره کارای مادرشوهرشو انجام بده 

من خیلی از حرف مادرشوهرم ناراحت شدم ینی اینکه تو نمیای کارای منوانجام بدی من خیلی اونشب تو جمع تو ذوقی نزدم ک ای کاش حرف دلمو بهش میگفتم 


ادامه ...


گذشت یکی دو روز پیش یکی از همسایه هامون عمل کرده بود خواهرشوهرم گفت بیا بریم عیادتش اون پسرشو آورد منم پسرمو بردم 

اونجا صابخونه ب بچه هامون عیدی داد حرف عیدی پیش اکمد ک ی دفعه خواهرشوهرم از دهنش دراومد ک آره مادرم ب محمد (پسرش) عیدی داده 

من همونجا کوپ کردم ک چرا ب پسر من عیدی نداده چرا ف ق میذاره درصورتی ک همه دردسرا  و زحمت هاش گردن ما هستش خیلی ناراحت شدم 



اومدیم خونه من ب شوهرم گلگی کردم ک چرا مادرت بین بچه ها ف ق میذاره اون فقط ی نوه پسری داره 

شوهرم گفت پولش کجا بود گفتم خواهرت از دهنش دررفت 

گفت باب اون ساده س این چیزارو بلد نیس 

گفتم اگه بلد نبود عیدی بده باید ب محمدم نمیداد 



یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

اونم بعدازظهرش با پسرم رفتن پایین رفته بود  ب مادرش گفته ک چرا ب پسر ما عیدی ندادی باید عدالت رفتار میکردی مگه بچه من چشه 


شام رفتیم پایین ک الکی ی پنجاه تومنی اورد گفت این عیدی پسرت منم چیزی نگفتم سرسنگین تشکر کردم نخواستم جلوی برادرشوهر و پدرشوهرم چیزی بگم 


فرداشاز حرص و غصه خواهرشوهرمو صدا کردم و پولو بهش پس دادم گفتم ب مادرت بگو من پول گدایی نمیکنم آدم نباید بین بچه هاش فرق بذاره 

مادرت نون پسراشو میخوره ولی واسه دامادش دم تکون میده این بار چندمیه ک در حق پسرم ناعدالتی میکنه 

فکر نمیکردم انقد هفت خط و خال و دو رو باشه فک میکردم آدم سادیه ولی نه من ساده بودم ک گول رفتاراشو میخوردم 


فردام خواهرم میاد بااهش رودرو میکنم ببینم کی ب مادرت گفته ک کار خونه مادرشوهرو میکنه ک دروغش دربیاد 


خواهرشوهرم خودش میدونست مادرش آدم دروغگوییه و ب پسرم عیدی نداده بود هیچی نگفت گفت حق داری ...

هنوزم دارم از ناراحتی بغض میکنم 


بعصی مادرا چرا انقد بی صفتن 😓😓


اینم بگم این چن سال خیلی اذیتم میکرد ولی من همش میگفتم از رو سادگی این رفتاراش ب دل نمیگرفتم 


جاريت در اصل پشت خودش دراومده كه جداس چون نگفته كار وظيفه عروس نيس چه جدا چه باهم 


اونا کلا ی شهر دیگن و شغلشونم جداست اصلا ربطی ب ما ندارن 

مادرشوهرم نامادری برادشوهر بزرگمه 

سالها به مادرشوهر خواهر شوهرم رسيدم وضعيتشون مشابه وضعيت شما بود با اين تفاوت كه اونا بريز بپاششون از جيب پسرا به راهه 

ولي من باز از درامد خودم ميدادم بعد ده سال دوساله شناختمشون 

در حدي تره هم واسشون خورد نميكنم 

ناله هاشون ميومد پيش من سينه چاكيو اون غذا مخصوصاش برا جاري جديد و خواهر شوهرم باز كاش حرفهاي دروغ نميرفتن بزنن 

دوساله راحتم از همه عالم 

💚التماس دعا 💚اگه دوست داشتيد برا سلامتي بچه هام صلوات بفرستيد به منم بگيد براتون بفرستم 💚
هیچوقت ازهیچکس انتظارنداشته باش تا دلخورم نشی ،فدای سر پسرتون 


همیشه میگم فدای سر پسرم ولی دلم بدجور شکست 

من هیچ وقت ازش انتظار نداشتم ولی خب فک میکردم برای دختراشم همینطوره ولی اون نارو زد 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

دوستان

آلبالوی | 11 ثانیه پیش
2791
2779
2792