2777
2789
عنوان

عقد.

69 بازدید | 8 پست

من یک هفتست که عقد کردم.

بعد پسر عمه من قبلا اومده بود خواستگاریم و من رد کرده بودم. امروز عمم اومده بود خونه پدر بزرگم و کلی گله کرده بود به مادربزرگم و پدرم که چرا اینکارو کردین و کلی جیغ داد که چرا دختر رو شوهر دادین م واسه پسرم می خواستم و...

کارم شده گریه‌. هر روز میاد خونه مامان بزرگم و بابامو مادر بزرگم پُر می کنه. هر روز خدا رو من فشار می زارن.

چیکار کنم دیگه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

توهم باهاش جنگ کن تا حدشو بدونه 

مامانم‌خودش از عمم خوشش نمیاد ولی هی جلو منو‌ میگیره بهش چیزی نگو 

بابامم که طرف خانوادشه

با اینکه خودشون همسرم انتخاب کردن

مامانم‌خودش از عمم خوشش نمیاد ولی هی جلو منو‌ میگیره بهش چیزی نگو  بابامم که طرف خانوادشه با ...

اتفاقا بگو تا حد خودشونو بدونن و وقتی هست و شوهرت اونجاست هی عشوه بیا و خودتو نزدیکش کن تا حسابی حرص بخوره

دوتا ترنم اصفهانی (کاربری دست دونفر است)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز