من یک هفتست که عقد کردم.
بعد پسر عمه من قبلا اومده بود خواستگاریم و من رد کرده بودم. امروز عمم اومده بود خونه پدر بزرگم و کلی گله کرده بود به مادربزرگم و پدرم که چرا اینکارو کردین و کلی جیغ داد که چرا دختر رو شوهر دادین م واسه پسرم می خواستم و...
کارم شده گریه. هر روز میاد خونه مامان بزرگم و بابامو مادر بزرگم پُر می کنه. هر روز خدا رو من فشار می زارن.
چیکار کنم دیگه