این روزا اینجا تنها سنگ صبورم شده
راستشو بخوام بگم اونقدا هم قوی نیستم اونجور که دارم حفظ ظاهر میکنم آماده نیستم که بخوام طلاق بگیرم
از اونی که پنج ساله لحظه به لحظه با هم بودیم طلاق خیلی سخته
دلم گرفته از اینکه چیشد که کار رسید اینجا کاش هیچوقت لجبازی و بچه بازی نمیکردیم
اصلا باورم نمیشه هر چی فکر میکنم به هیچ نتیجه ای نمیرسم که چجوری پنج سال عشق رو یهویی اونقد سرد بشه که برخلاف ذوق چند وقت قبلش بیاد بگه نمیخوامت دوست ندارم تصمیم خودمو گرفتم میخوام جدا شیم
فقط یه چیز به ذهنم میرسه که کار خانوادشه با جادو جنبل دلشو سیاه کردن 💔
دلم براش تنگ شده 🥺🫀