عاشق زنان خودساخته ام. اونا که تو هر شرایطی راه خودشون رو پیدا می کنن. منظمن، با اراده ان و به جز ازدواج و فرزندآوری اهداف دیگه هم دارن. منظورم حتما کار و درآمد نیست ها، هر تلاش و سرسختی که تو یه زن دیدید و تحسینتون رو برانگیخته
هیچ رنجی بالاتر از این نیست که خوشبختی رو نداشته باشید که میتونستید داشته باشید!
مثلا من یکی رو می شناسم سال ها قبل هم تو شهر غریب درس میخوند، هم بچه نوزاد داشت هم به خونه و زندگیش می رسید چون اون زمان هم مردا اینطور نبودن تو کار خونه اینا کمک کنن.
هیچ رنجی بالاتر از این نیست که خوشبختی رو نداشته باشید که میتونستید داشته باشید!
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خالم تو ۳۱ سالگی برای آزمون وکالت خوند با وجود بچه و زندگی خیلی سخت همه طلاهاشو فروخت صب تا شب کلاس بود الان بعد ۴ سال یه وکیل موفقه با درآمد بالا زندگیش از این رو به اون رو شد
من خودم شاغلم ولی احساس می کنم نظم ندارم و خیلی دیگه خلاصه شدم تو شغلم و کارای خونه. به شوهرمم زیادی وابسته ام و این خیلی اذیتم می کنه. البته جدیدا میرم باشگاه ورزش می کنم قدم خدبیه ولی برام کافی نیست دوست دارم پیشرفت کنم و هیچکس برام مهم تر از خودم نباشه
هیچ رنجی بالاتر از این نیست که خوشبختی رو نداشته باشید که میتونستید داشته باشید!
همین الانشم شوهرم نیس شوهذم دو هفته میره میمونه یه شهر دیگه هم خونه داری میکنم هم بچه ...
منم شوهرم کمک حالم نیست آنچنان فقط خودش توهم داره که خیلی کمک می کنه! اما خوب منم دست تنها اونطور که باید از پس کارام برنمیام و نظم نداره زندگیم. یعنی نمیتونم به خودم بقبولونم که تنهام و از شوهرم توقع نداشته باشم
هیچ رنجی بالاتر از این نیست که خوشبختی رو نداشته باشید که میتونستید داشته باشید!
بی اغراق تو اطرافیانم قویتر از خودم ندیدم.در عین شاغل بودن و داشتن مدرک دوباره دانشگاه رفتم و همزمان پسرم نوزاد بود و به اون رسیدگی می کردم. خونه و ماشین خریدم. علاوه بر شغلم کارهای هنری هم میکنم و از اونها هم درآمد دارم. کلی طلا و پس انداز دارم. علی رغم کم کاری همسرم در مسائل مالی به لطف خدا هیچ کم و کسری تو زندگیم ندارم.
هرکسی از ظن خود شد یار من/ از درون من نجست اسرار من