ماشین بابام دست ما بود یکی دیگه خریده بعد من برداشتم زدم به ماشین همسایه مادرشوهرم اونو که شوهرم گفت صداشو در نیار چیز خاصی نشد دوسه تا نقطه هم ماشین بابام هم ماشین همسایه ریخت حالا بابام میخواد ماشینشو بفروشه دعا کنید بدون دردسر تموم اصلا متوجه نشه خیلی محتاج دعاتونم😭😔عذاب وجدانم که هیچی از استرس و عذاب وجدان دارم میمیرم فقط تازه به خواهرم گفتم کاشکی که نمیگفتم قبل اینکه دامادمون بفهمه گفت شاید من ماشین و بردارم خواهرمم ی ادم حساسی رو هزار تومن دوتومن حساب کتاب داره حالا که فهمیده شاید برا همون به بابام بگه که ماشین و کمار بردارن😭