من دو سال و دو ماه شیر دادم به پسرم
از یک سال و نیمگی شیر روزشو گرفتم
وقتی شیر شبشو قطع کردم انننننقد براش شله زرد و هر چیزی که دوست داشت و درست کردم
بردمش نمایشگاه اسباب بازی کلی وسیله براش خریدم
هر روز یه جعبه شیرینی تر میخریدم میذاشتم جلوش هر جور دوست داشت میخورد اصلا کاری باهاش نداشتم چطوری میخوره کجارو کثیف میکنه
طفلک بچه ام دو شبه یادش رفت
ولی بعد دو شب نمیدونم چرا خودم یه حالی بودم
الانم دلیلشو نفهمیدم
اون طفلی فراموش کرده بود اصلا نمیگفت شیر بده من خودم دو روز تمام صبح تا شب عین ابر بهار گریه میکردم
شوهرم میگفت پاشو ببرمت خونه مامانت ،بریم خرید،بریم بیرون
هرررر چی میگفت میگفتم نه و فقط اشک میریختم، اشکام پشت سر هم میومد تا زیر چونم میرفت
حتی خواهرشوهرم به گریه من گریه میکرد
بعد ۴۸ ساعت یه خرده بهتر شدم و دیگه همه چی تموم شد