2777
2789
عنوان

زندگی تو تهران

914 بازدید | 24 پست

سلام دوستای خوب تهرانی،اگه ممکنه راهنماییم کنید.

من و همسرم ۱۰ ساله ازدواج کردیم تو شهر خودمون ی شغل با حقوق ۱۲ تومن دارن،ما بچه دار نمیشیم،بابام بداخلاق و بد بین و تو زندگی ما خیلی دخالت میکنه،حتی دو هفته قبل با مشت به سر و صورتم می‌کوبید چشمام تو عروسی خواهرم قرمز بود،دائم میگه تو و شوهرت فقیرین،پس انداز نمیکنید،بچه دار نمیشیم هم همش به جونم غر میزنه از همسرته فلان و فلان،مادر  هسمرم هر ماه وقتی میشنوه پریودم ،غر میزنه ،اینهمه دکتر رفتین چی شد فک کردم حامله ای،همش احساس ناامیدی دارم ب خودکشی فک میکنم،به اینکه تنها از شهرمون بیام بیرون برم گم شم ،میخوایم بیایم تهران یعنی فرار کنیم،اینجا آرامش ندارم،هدف ندارم،اگه بیایم تهران همسرم همین درآمد رو اونجا داره،شاید خودمم کار پیدا کنم مشغول شم دو تا مدرک کارشناسی دارم و اینترنت و..کارهای هنری هم بلدم از کار کردن عاری ندارم.میخواستم بدونم با این شرایطی که من دارم تهران اومدنم خوبه یا نه.و اینکه با ۳۰۰ تومن رهن و کرایه پایین ،میشه کجاهای تهران خونه رهن کنیم که امنیت داشته باشه و به مترو نزدیک باشه.لطفا مسخره نکنید میدونم دنیای ما شهرستانی ها با تهرانی ها متفاوت هست.تنهایی و غربت و شلوغی و ترافیک رو میدونم،ولی اگر تو شهر خودمون حالم خوب بود شاید این تصمیم رو نمیگرفتم.

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

منم شهرستانیم وچندساله اومدم تهران درکت میکنم منم به خدا غربت وسختیاش وبه جون خریدم فقط از اخلاقای اطرافیان وفضولیاشون دورباشم به خدا الان اعصابم ارومه میتونی اسلامشهر خونه رهن کنی من چندساله اینجام 

فکر کنم باید برای شروع باید برید اطزافش اول بعدا انشالله برید خود تهران

 اونقدر ادای آدمهای قوی را در آوردم که خودمم باورم شد قوی ام 😏 هرکی دلش گرفته بود من بودم....هرکی غصه داشت من بودم.....هرکس از عالم و آدم بریده بود من بودم......ولی وقتی نوبت ب خودم رسید.....بازم فقط من بودم و من.....🙂🙂🙂 داشتم با عروسک هام بازی میکردم نفهمیدم کی بزرگ شدم و شونه هام اینقدر قوی شد که این همه غم را به دوش کشیدم و آخ نگفتم🤫  هروقت گفتم خسته ام هیچکس باور نکرد خستگی مو این شد ک خسته شدم از زندگی💔 دلم میخواد یک شب بخوابم و دیگه صبح نشه چون واقعا خستم🖤   من اونقدر زیادی مهربونم که بهم میگن احمق پس برای من از سیاست داشتن نگو آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد💔یکی از تناقض هایی که توی زندگیم تجربش کردم این بوده که؛دلم واسه یه نفر خیلی تنگ شده بودش ولی دیگه نمیخواستم توی زندگیم باشه.....عجیب بود نبود.....؟؟؟ نامهربانی آتشم زد....آتشم زد💔💔 من کاربر جدید نیستم از زمان اقدس اینجا بودم....دیگه نی نی سایت جذابیت اون موقع ها را نداره  (قول میدم یک روز بشم ناجی همه زنهایی که به اجبار ظاهری همچو کوه داشتند و از درون نابود....) یک روزی که خواستم از سایت برای همیشه برم داستان زندگیمو حتما تعریف میکنم امیدوارم اون روز آخرش باشه ی پایان شیرین نه مثل این ۳۰ سال تلخ💔

خدا ازشون نگذره که خون به جیگرتون کردن 

بنظر منم از اون شهر حتما مهاجرت کنید

بنظرم راجع به مسکن و اجاره با املاکیهای تهران تماس بگیرید سوال کنید امیدوارم اونقدری موفق بشید که همشون روو سیاه بشن 

حتما برو تهران. تهران عالیه.

اطرافش مثل اسلام شهر، پردیس و رباط کریم و... میتونی خونه بگیری. توی خود تهران هم جاهایی مثل دولاب. افسریه و... میتونی خونه ی کوچیک بگیری

حسین جان❤️سلام من بر تو باد در تک تک روزهایی که جهان هست،ماه و خورشید هست،آسمان هست،...امااااا من نیستم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز