اول اینکه اگر تاپیک های اول و دوم منو بخونید منت سر من گذاشتید خواهرای گلم.. نظراتتون برام مهمه و کارگشا..
پیرو تاپیک هام بعد از اینکه همسرم فرصت یک هفته ای خواست برای بحثمون راجب حجاب.. گفت ک درسته بهش موقع خواستگاری قول دادم تیپم رو عوض کنم و چادری بشم ولی الان بخاطر جنجال نشدن و پسرمون و کلا اجبار نبودن گفت هرجور دوست داری بگرد .. خونه رو کامل بنامم زده چون قرار بود ۱۴ سکه و ی زیارت کربلا مهرم باشه ولی بعدش خونه بزرگ خرید سه دونگ بنامم کنه ک منم با اصراری ک ب خانواده کردم ۱۴ تا مهریه ام شد ولی بعدش همسرم کل خونه رو با نظر و اصرار خودش بنامم زد و گفت اگه تو ماموریت هایی ک میره دور از جونش زبونملال چیزیش بشه دوست داره خونه مال من و پسرمون باشه..بعد بحثای چند وقت قبلمون ک گفتم سنم کم بوده حالا کوتاه بیا..یهو رفته سمندش رو فروخته بجاش ی ساینا مدل بالاتر خریده ک اونم با اصرار زد بنام من و با مابقی پولش هماهنگ کرده تو ماه رمضان یک سفر کربلا بریم و گفت الان بهت بدهی ندارم مهریه ات رو کامل دادم و گفت زبانی تو هم ۱۴ تا سکه رو حلال کن.. البته خودش اربعین ها تنها میرفت کربلا .. گفت از کربلا برگشتنی آزادی هرجور بگردی.. ولی ته دلش احساس غم و غصه داشت... خواهرم و زن داداشام میگن فرصته و بعد کربلا تیپت رو عوض کن براش عادی میشه.. چون اوایل تو نماز اینام ک همیشگی و سروقت باشه تذکر محبت آمیز میداد ولی بعدا کوتاه اومد و چیزی نمیگه کلا اهل جار و جنجال نیست والانم میگن عادت میکنه ولی میترسم ازم سرد بشه ک خواهرم میگه اونقدر دوستت داره ک هیچی نمیشه.. من بهش گفتم فقط تیپم متنوع بشه و جوان هستم ک گفت دیگه کلا تذکری نمیده و اجبار فایده نداره..مادرم هنوزم میگه من دخالت نمی کنم.. پدرمم هم ک خیلی دوسش داره و بهش نگفتم تا حالا.. خودش اهل نماز و روزه و قرآن و ایناست و شبا قبل خواب کمی قرآن میخونه.. پریشب طولانی تر شد ک رفتم اتاق دیدم با اون غرور مردونه اش حس کردم گریه کردم البته ب روی من نیاورد و من گفتماگه ناراحتی ب من بگو ولی گفت از خودش ناراحته ک حتما آدم خوبی نبوده و دیگم چیزی نگفت و خوابید.. البته گفت ب هیچ عنوان توقضیه برخورد با خواهر و زن داداشام ک گلایه اش رو ب مادرم می کنند ک چرا اینجوریه و با ما حرف نمیزنه گفت من در حد سلام و احوالپرسی می کنم باهاشون و حرف دیگه ای ندارم.. با زن داداش خودشم البته اینجوریه ولی با خواهراش گرم میگیره.. زن داداشام و خواهرم بارها گلایه کردن ازش ک تو مسافرت و اینا خانوادگی بازی میکنیم و شوخی اینا ولی همسر من ب بهونه مختلف می پیچونه و دلخورشون کرده رفتارش.. خلاصه موندم چ کنم؟ تیپ رو عوض کنم یا نه؟ بعدش چی میخاد بشه یعنی؟ شش ساله ازدواج کردیم ولی هنوز گرم و خوبیم باهم.. میگه برام هنوز عین روز اولی.. ولی بعد این درگیری های چند وقته ی کم حس میکنم فشار روش افتاده ولی بازم محبت کمنمیزاره.. ی بار تو مسافرت چادر برداشتم چیزی نگفت جلوی خانوادم ولی حس کردم یجوری سد و بعد دو هفته رفتیم رستوران اونجا بهم با شوخی گفت قولت یاد نره.. الان موندم چیکار کنم.. نمیدونم منظورش از این کارش چیه... خواهرم میگه میخاد احساساتی بشی تو کربلا..جوری تو دو راهی موندم ک کلافه شدم..دلم میخاد متنوع تر بگردم و از طرفی همسرم.. دعاگوی همتتون تو کربلا هستم ان شا الله.. نظراتتون برام مهمه تا ب جمع بندی برسم.. ببخشید طولانی شد.. یک دفعه نوشتم راحت بشم.. فدای خواهران گلم.. کمکم کنید..
ولی شما با این وجود از خواهر و مادر و بابا نظر میخوای
الانم که از نینی سایتی ها
از هلهله ی حرامیان ناراحت نباشید. ببینید سمت کجای این ماجرا هستید؟ اگر سمت خیمه ی امام حسین هستی خدا رو شکر کن تو چیزی داری به اسم شرف ... تو حلال زاده ای ... تو لقمه ی حلال خوردی... این جماعت بارها شادی کردند. با قتل دختر پیامبر...با قتل امیرالمومنین...با قتل امام حسن...با قتل علی اکبر...با قتل حضرت عباس...با قتل علی اصغر...با قتل امام حسین...با اسارت زینب س...شادی کردن اینها چیز جدیدی نیست 🇮🇷 دست خائن ؛ منافق ؛ غارتگر ؛ مفسد ؛ مستبد ؛اختلاس گر از تو کوتاه🇮🇷 (جنگ نبود ، تست حلال و حروم بود).
من کاری ب حجابت ندارم چطوریه ولی حداقل ب اخلاق و اعتقادش احترام بذار اگه جمع مختلط رو دوست نداره تو هم کاریش نداشته باش حالا زن داداش تو و خواهرت چه حرفی با شوهرت دارن
نمیدونم چی بگم من خودم بیحجابم و از آدمایی که به حجاب پیله میکنن اصلا خوشم نمیاد ولی همسرت مشخصه کلا ادم خوبیه راستش دلم براش سوخت نباید تو خواستگاری بهش قولی میدادی که عمل نکنی
امیدوارم همیشه سلامت باشید و همیشه با خبرهای خوب سورپرایز بشید💚🤍
عزیرم خیر دنیا رو که به پات ریخته . خیر آخرتت هم می خواد . از اولم که بهش قول دادی . دیگه چرا اذیت می کنی؟
البته منظورم این نیست که خیر آخرت به مانتوییا نمی رسه ولی وقتی یکی اینقدر حساسه و اینقدر تو سایر موارد سنگ تموم میزاره چی میشه به حرفش باشی . چادره دیگه
آقایون سایت برادرای من درسته که شما دست فرمون خفنی دارین ولی خواهشا درست برونین. به همدیگه رحم کنین به بچه ها پیرمردها و پیرزن هاکه از خیابون رد میشن. فکر کنین نزدیکان خودتونن.به اونایی که یهو میپیچین جلوشون به اون بدبختیکه از همه جا بی خبر از روبرو میاد. بعضی از خودروسازها بهمون رحم نمیکنن لااقل خودمون به خودمون رحم کنیم. خیلی زیاد شده این راننده هایی که زیگزاکی و خطرناک می رن. دیگه دلخوشیمون یه مسافرته تو این اوضاع. اونم باید هی تصادف ببینیم هی نگران جونمون باشیم؟ انصاف داشته باشین رحم کنین شما رو به هرکی اعتقاد دارین.