اینقدر تو این چندساله سعی کرد بین داداشم و خانوادشو شکر آب کنه که حد نداشته ،همه رو از چشم داداشم انداخته ،خانواده خودش نور چشمین
مامانمم دل خوشی نداره ولی یسر میره که حرف در نیاره
داداشم تو مجردی اینقدر خانواده دوست بود اینقدر اخلاقش خوب بود اصلا میمونی چطور اینقدر خشک شد باهامون ،اعیادم خانوم روز اول تمام عیدها خونه خودشونه روز دوم یسر کوچیک با منت میاد میره ،مدیونید فکر کنید ما اذیت یا تشرش میزنیم یا کنایه از خدامونه خوب باشه
برا بچه اول داداشم ۲میلیون پلاک خریدم، کرد برای دخترم پتو آورد ،برا دومی اگر خواستم برم پتو میخرم با این کارایی که کرده