2777
2789
عنوان

دایه بچه هام زیاد بهشون وابسته شده

8737 بازدید | 130 پست

این خانوم خیلیییییی مهربونه در اصل از بچگی با همسرم بوده یعنی اونموقع دایه اون بوده و تو خونشون مونده . همینجوری بچه و نوه های بعدی رو بزرگ کرده 

ما که بچه دار شدیم اومدن خونه ما 

 برای همسرم مثل مامان بزرگی میمونه که هیچوقت نداشته منم خیلی دوستش دارم

هرلحظه  تو خونه با ما نیستا من اونجور حس راحتی نمیکردم حس میکردم خودش هم معذب میشه .بهتره واس خودش خونه جدا داشته باشه

یه سوئیت جدا اونور حیاط داره .

ولی دیشب یه ماجرایی پیش اومد که فهمیدم به بچه های من خیلی وابسته شده. 

الان تعریف میکنم

خب بوگوو

من به آینده خیلی امیدوارم چون لبخند خدارو میبینم تو چهره پدرو مادرم..تو آفتاب طلایی صبح و مهتاب قشنگ شب..تو صدای پرنده ها..تو برف سفید و پر از آرامش و بارون های بی محابا..دنبال بهونه برای شاد بودن باشید و دنبال نشونه برای امیدوار بودن..چون ما خدارو داریم 🤍

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

فکر میکردم فقط خرم سلطان بچه هاش دایه داشتن

 امضام خونده بشه🤌وقتی از یک فروشگاه بزرگ خرید می‌کنید، کمک می‌کنید یک نفر هفتمین ویلای خود را بسازد و دهمین ماشینش را بخرد؛ اما وقتی از بقالی محل یا یک مغازه ساده خرید کنید آن فرد می‌تواند برای فرزندش آن وسیله‌ای که نیاز دارد را بخرد ... حداقل چند قلم از خرید هاتون را مخصوص بقالی و مغازه های کوچک بذارید و همه مایحتاج خود را از فروشگاه های بزرگ نخرید و به اندازه خود کمی جلوی این سیستم سرمایه دار پرور تبعیض آمیز را بگیرید.                              سپاس یزدان دختری ایرانی ام/یگانه پرستم  اهورایی ام      بی نام تو وطن نیز نام و نشان نداردکوروش بزرگ♥️      چو غرش شیران گذشت و رفت عوعوی سگان شما نیز بگذرد

لازمه منم بگم لایک

خدا لعنت کنه آدمه خیانت کارو هیچ جوره قابل هضم نیست برام حتی اگه زن یا شوهرت یه روز به مرگشونم باشه از مریضی  نباید خیانت کنی جدا شو بعد هر غلطی دلت خواست بکن                          حالم بده چشام گریونه دلم پراز غصه است دلم درد داره به کی بگم  یه فردیم ۱۰ سال از بهترین روزای زندگیمو با پیر زن و پیرمرد زندگی کردم با من از خوشی های زندگی حرف نزن ۲۷ سالمه ولی ببینیم انگار یه زنه ۶۷ ساله افسردم 

شوهر من پنج تا خواهر داره . قبل از اینکه این دایه بیاد خونه ی ما تقرییا خونه ی همه ی این خواهرا بوده و بچه هاشون رو بزرگ کرده

خواهرشوهر کوچیکم هم بارداره الان

دیشب زنگ زد ب من گفت مشکلی نداری کم کم الهام خانم رو دعوت کنم بیاد با ما بمونه؟

منم با اینکه واقعا بهش نیاز دارم

حس کردم خواهر شوهرم بیشتر لازمه که دایه رو پیش خودش داشته باشه.

خلاصه گفتم نه با الهام خانم صحبت میکنم ببینم چی میگه

حالا امروز باهاش صحبت کردم اول چیزی نگفت ولی حس کردم خیلی دمغ شد . بعدش هم گفت از دستم خسته شدین!

اونقددد ناراحت شدم از این حرفش

گف من دیگ حوصله جا ب جایی ندارم

دلم میخاد اینجا پیش بچه هام بمونم  (به بچه های من گفت بچه هام/:   )


حالا نمیدونم چیکار کنم

به خواهرشوهرم چ بگم 

میترسم اصرار ب رفتنت کنم ناراحت بشه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792