شوهرم ماشین داره ماشین سنگین که ازاون وقت که خریدیمش فروشنده سرمون کلاه گذاشت سه باره.داریم موتورش روتعمیرمیکنیم فروشنده بخ شرط بهمون دادداروندارمون روسراین ماشین گذاشتیم باراخرکه تعمیرش کردیم شوهرم زدش کنارالان چندماه بیکاره بگذزیم بایه بچه کوچیک چقدرسختی میکشم دریغ ازیک روزکارحالاماشین روامروزفروخت بعدکه ریگه فروخته به من زنگ میزنه چکی فروختم یه بخشش روکه مااصلاخریدلرونمیشناسیم اصلاازاستانی دیگه هست دارم سکته میکنم ازناراحتی