سلام خواهرشوهرم با جاریش همیشه دعوا دارن خونه هاشون بغل همه همیشه ام دعوا دارن این قضیه مال پارساله ایندفعه داداشا دعواشون میشه شوهر خواهرشوهرم بعدش میره بیابون اسنام میرن دم خونه خواهرشوهرم فوش میدن اینم با دوتا بچه بعد با سنگ بزرگ میزنن شیشونو میشکنن پسر خواهرشوهرم تهدید میکنن اینام از ترس تو خونه یودن خواهزشوهرم زنگ میزنه ب شوهرش ک اینا اینجوری کردم شوهر خواهرشوهرمم ک پسر خالشونم هست زنگ میزنه ب شوهرم ک برو تو دعوا کن اینا فوش ناموسی دادن ب زنو بچه منو اینا شوهرم دوست نداشت بره ولی بسکی خواهرش گریه کرد گفت من بی کسو کارم و… مامان شوهرمم مخالف این کار بود(ولی اگه نمیرفت چند وقت بعدش سرکوفت میزد ک دخترا من ک داداش ندارن تو کاری براشون نمیکنی) شوهرمم رفت دم خونه اونا منو رفتم اولش شوهرم گفت حسین چرا اینجوری کردیو اینا زنشم هی میخواست کرم بریزه ک شوهرم گفت حسین ب زنا بگو بره تو زنشم شروع کرد فوش دادن ک شوهرم منم قاطی کرد دعوا شد طرف معتاده شوهر منم بش گفت معتاد مفنگی ک این حرف خواهرش گذاشت تو دهنش اینم دوس بار تکرار کرد همسایه هام دورو برمون بودن گفت باید بگی غلط کردم ک فوش هرزه دادم ب اجیت اونم گفتو الان من از اونروز خیلی ناراحتم ک شوهرم ب اون اقا گفت معتاد مفنگی خیلی اینم بگم قهرن شدید واصلا امکان حلالیت طلبیدن نیست