یدفعه عروسی رفیقم بود با اون یکی رفیق صمیمیم داشتیم میرقصیدیم چاقو دستش بود بعد چون مختلط بود کراشش هم پسردایی رفیقمون بود یعنی پسردایی عروس
اقا هیچی اون رقص این رو تماشا میکرده خودش میگه مدل خاصی نگام کرد
بعد رفیقمم میبینه نگاش میکنه هول میشه رقصی که تمرین کرده بودیمو هماهنگ بودیم باهم میرینه توش کاملا و پاش گیر ميکنه به لباسش میفته حالا این وسط میخوره به میزی که کیک روشه و میفته زمین و تمام کیک میخوره تو فرق سرش
طفلکی انقدر زور بالاش بود یه صدای ناهنجار داد بیرون سالن هم غرق سکووووت
حالا این وسط من بخند عروس بخند مثلا خیر سرمون رفیقمون افتاده یعنی پاره شدیم از بس خندیدیم
رفیقم به گریه افتاده بود چون کاملا به فنا رفت با کیک و ابروش از همه مهم تر جلو کراشش رفت با اون صدا😂😂😂😂😂😂
و باید بگم سر یچی باهام جور شدن و الان یه بچه دارن😂