به خاطر بی محلی های زیادی که بهم کرد و توی روم بهم توهین میکرد و این کارها رو خیلی وقت ادامه داد ، الان چند وقته خونش نمیرم و شوهرم تنهایی میره ، اما هر وقت شوهرم برمیگرده خیلی با من و بچه بد رفتاری میکنه و قیافه میگیره ،
من نامادری دارم ،از بچگی نامادری داشتم که دوستم نداشت خیلی کم خونه پدرم میرم ، مثلا مادرشوهرم رک بهم میگفتی تو که خونه ی بابات جایی نداری نباید از کسی هم توقع داشته باشی یا وقتی مریض میشدم با ی پوزخندی میگفت شایدم دیگه خوب نشدی و راحت شدی و اینم بگم شوهرم هیچ وقت جوابشو ندادم و به پدر و مادرش خیلی احترام میزاره ، الآنم از من انتظار داره که مثل همیشه لال باشم و خفه خون بگیرم و دست بوسی مادرش برم ،
بچه ها من خیلی تنهام و هیچ کس رو ندارم
خواهرانه کمکم کنید چکار کنم ؟