2777
2789

الان یک سال و ۸ماهه خونه ی بابام هستم 

درحال جدایی هستیم 

مادرشوهرم عاشق من بود باورکنید چنان قربون صدقه ام می رفت و کارهایی برام انجام می داد که همه حسادت می کردند 

اما همین مادرشوهرم باعث مرگ مامانم شد 

نمیدونم شایدم قسمت مامانم همون بود 

الان سال دومی هست که روز مادر جای مامانم عکسشو بغل می گیرم و می بوسم حتی مزارشم ازم دوره و نمیتونم برم سرخاکش و البته دومین سالی که روز زن خونه ی بابام هستم 

پارسال شوهرم پیام تبریک روز زن فرستاد

امسال که شوهرم هیچی نفرستاد

مادرشوهرم پیام داده روز مادر مبارک روز مادر برای تویی که برای پریناز واقعا مادری می کنی مبارک 

یه دختر ۵ساله دارم که باخودم اوردم خونه ی بابام 

اینم بگم قبلا هرسال مادرشوهرم روز مادر برام کادو می گرفت چون اسمم فاطمه اس 

حالا به نظرتون جوابشو بدم؟

......

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

نميدونم  چطور باعث مرگ مادرت شد؟ و چرا دو سال طول كشيده طلاق؟ و به هر حال هميشه مادربزرگ بچه ا ...

شوهرم معتاد بود من مامور اوردم با زور و کتک بردنش کمپ شبش مامانش اومد دعوا که تو زن زندگی نیستی زنی که برای شوهرش مامور بیاره دیگه به درد زندگی نمی خوره مامانم قلبش گرفت و تا بردیم بیمارستان تموم کرد 

چون دیر درخواست طلاق دادم اینقدر طول کشید

......
شوهرم معتاد بود من مامور اوردم با زور و کتک بردنش کمپ شبش مامانش اومد دعوا که تو زن زندگی نیستی زنی ...




بعد اون چیزی به مادرشوعرت نگفتی دعوا نکردی؟

بدون امضا😁😁😁😁😑😐🙄😏😇😘😄😃😋🙂🙂🤗😄😎🙂☺😍😗
شوهرم معتاد بود من مامور اوردم با زور و کتک بردنش کمپ شبش مامانش اومد دعوا که تو زن زندگی نیستی زنی ...

عزیزم همه چی دست به دست هم داده تو عصبی بودی اونکاری کردی مادرشوهرت عصبی همه چی زنجیروار پیش رفته که بنده خدا مادرت دووم نیاره

بعد اون چیزی به مادرشوعرت نگفتی دعوا نکردی؟

نه بعدش درگیر مراسم و اینا شدیم همو ندیدیم برای مراسم خاکسپاری و هیچی هم دعوتشون نکردیم اونا واسطه فرستادن که میخوایم برای مراسم بیاییم بابام به منو آجیام گفت اونا اومدن شما فعلاهیچی نگید که ما گفتیم نمیخواییم اونا بیاند مراسم و اونام نیومدن 

بعد۵۰روز از فوت مامانم داداش و زن داداشم فوت کردن باز ما گفتیم نمیخوایم بیایید برای تسلیت و برای مراسم 

دیگه همو اصلا ندیدیم تا چندماه قبل که من شوهرمو انداختم زندان و مادرش اومد برای رضایت گرفتن که اون موقع بهش گفتم مامانمو کشتی یه عالم گریه و زاری و اینا کرد که به خدا تقصیر من نبود و من راضی به مرگ مامانت نبودم و کاش من جای مامانت مرده بودم

......
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز