بچه ها من دارم برای پزشکی میخونم یعنی کنکور
خواهرم دوسال بزرگ تره قصد رفتن و مهاجرت داره. اینو بگم که مامان بابام بصورت کلی بمن بیشتر توجه میکنن چون کوچیک ترم کل تایم با منن یا جایی میرن برای من چیزی میخرن بیشتر و کلا بیشتر قربون صدقه من میرن میگن تو ته تغاری هستی و فلان. ولی بعضی وقتا حرفایی میزنن که نمیدونم از سر چیه ولی خیلییی تبعیضانه اس مثل حرف دیشب بابام که تا صب بخاطرش گریه کردم و نمیدونید چقدر قلبم شکست. ما دو سه تا خونه داریم دیروز کارای انتقال و خرید خونه جدیدمون تموم شد بابام وقتی برگشت اومد تو اتاقم خبر داد که کارا تموم شده و حرف زدیم و اینا یهو برگشت گفت ایشالا حالا هرکدوم از شما که ازدواج کردید یه خونه میدیم به اون خواهرتم (اسمشو گفت) که میخواد مهاجرت کنه ی خونه هم میدیم به اون. بچه ها من کوچیک ترم ولی همش حرف ازدواج منو میزنن به شوخی هی میگن آره اونکه داره میره تو شوهر کن. البته اینجوری نمیگنا من از حرفاشون میفهمم. الانم مطمئنم اونی ک ازدواج کنه منظورش من بودم. کاش میگفت برای مطب آینده تو و برای مهاجرت اون بهتون میدیم. خیلی قلبم شکسته واقعا قصدش چی بود؟ من حساسم؟ میاد پیشم بغضم میگیره از نفرت