2821
2789
شما خیلی بچه گانه رفتار میکنی اول اینکه شوهرتو تحریک کردی که اگه از من خوشگتر پیدا کردی ازدواج کن یه نظر خودت از شما خوشگلتر وجود نداره ؟ الان شوهرت گفته هم خوشگلتره هم جوون تر !!! در ضمن تعریف مردا از زیبایی با تعریفی که ما از زیبایی داریم خیلی فرق داره ..... جلو پسرات چرا علنی کردی که شوهرت زن گرفته ؟ اگه قصد طلاق داری که دیگه هیچ اخرش میفهمیدن اگه قصد ادامه دادن داری که اشتباه بزرگی کردی چون نه تنها اونا الان متوجه شدن که پدرشون زن صیغه ای داره متوجه شدن که مادرشونم بی میله !!! و مشکل جنسی داره !! یعنی عملا زندگی دوتا جوون رو به خطر انداختی و روشون به این مسائل باز شده رفتی امام رضا زنگ زدی به شوهرت با گریه و زاری که چی بشه ؟ نقطه ضعف دستش دادی والا چند صفحه اول رو که خوندم اونقدر از دستت دلخور شدم که ادامه ندادم ..

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

برامنم سوال پیش اومده این که بادصبا با این همه تفاوت فرهنگی واعتقادی وظاهری چج.ری با این آقا ازدواج کردی مگه باهاشون راجع به اعتقادات مذهبی که خیلی مهمه حرف نزدین حالا قیافه نسبی ممکنه یکی بگه خوبه یکی بگه نه ولی اعتقادات وفرهنگ که میشه دربارش حرف زد وهمه هم متوجه تفاوتا میشن
خانم باد صبا دقیقا همین موضوع برای یکی از نزدیکان ما اتفاق افتاده بود شوهر اون خانوم هم گناه هوس بازیشو به گردن اون خانوم گذاشته بود اون خانوم هم همه جوره با این اقا راه اومده بودوخدای خودشو زیر پا گذاشته بود بعد ازمدتی اقاهه دوباره رفته بود سراغ همون کارای قبلیش وحالا از هم متاسفانه جدا شده اند فقط این وسط این خانوم پیش خدا و وجدانش شرمنده شده بود
هروقت دستمال توالت دیدید یادتون بیاد که مردم یک کشور جهان اولی ‌که خیلیا آرزوی مهاجرت به اونجا رو دارن یک روز ازترس قرنطینه توی خونه، همون واکنشی رو نشون میدن که ما ملایمترش رو درزمان تحریم ها داریم انجام میدیم وبخاطرش خودمون رو تحقیر میکنیم.ماایرانی ها خیلی از واکنش هامون به مسایل بخاطر فقر فرهنگی نیست،بلکه به نسبت شرایط تحریم که سالهاست داریم درآن زندگی میکنیم اتفاقا خیلی آدمهای خوب ومتمدنی هستیم.
یعنی چی سنتی بالاخره اومدن خواستگاری .همدیگه رو دیدین حرف زدین یعنی اصلا خواستگاری نیومدن یا اصلا همدیگه رو ندیدین وحرف نزدین من فکر میکردم سنتی یعنی این که یه نفر معرفی میکنه یا خودشون میبین میان دختر وپسر توخواستگاری همو میبین وآشنا میشن واله ماهم سنتی ازدواج کردم یعنی تا خواستگاری همو ندیده بودیم ولی دوجلسه حضوری حرف زدیم یه جلسه هم تلفنی با اینکه هر دوتامون هم خجالتی بودیم وخانواده هاهم مذهبی وسنتی
تادیشب درگیربودم ،دیشب به شوهرم گفتم من نمیتونم روسفیدی خلق رو به روسفیدی پیش خدا عوض کنم من اینم که هستم ولی توآزادی هم بخوری هم برقصی ولی من نه ،،،،اونم کمی ناراحت شد وبعدقبول کرد
الهی! بفهمان بما آن چه را قرار است قیامت بفهمیم..
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز