بچه ها دخترم دیشب خیره شده بوده به ساعت عموش هر چی صداش میزدم جوابمو نمیداد چند ثانیه شد از فکر در اومد و جوابمو داد یبار خانواده عموم رو دید برای اولین بار از ش سوال میپرسیدن خیره شده بود چیزی نمیگفت حالا من ترسیدم امروز کلا زیر نظرش داشتم دیدم این طور نشد از دیشب از استرس نابود شدم