ببین من بعد از یه مدت رفتم عشقمو دیدم بعدش به دوستم گفتم همه رو مو به مو
قبلا دیده بودم حسادت ازش وتصمیم گرفتم نگم اصلا که میخوام ببینمش ولی جوگیر شدم گفتم
وقتی بهش گفتم اصلا انگار مانع بینمون پیش اومد و اونم زود رفت پیش دپس پسرش درصورتیکه من بار اولم بود ولی اون همیشه میتونه
وقتیم خواست بره از صبحش جواب منو نداد تا شب که دیگه پیش اون رفته بود!! بعد کفت خودش گفته بیا
من همه حرفاشو باور ندارم نمیدونم این کفته یا اون.
بهشم گفتم یه کادو میخوام برا تولد عشقم بهش بدم شاخ دراورد گفت چه زیاد و نده و فلان.و گفت که اون در حد یکی دوتومن کادو میخواد بده به طرفش.تازه الکی کفتم واسه خودم گرفتم شاید بدمش به اون .بعد من صدقه دادمو ذکر گفتم قرار روز آخرمو بهش نگفتم خیلی خوب بودیم اونموقع. کادو رو نشد بدم بهش
حالا دیشب که دوستمو دیدم گفت بنظرت من سه کادو بدم به دوس پسرم یا چهار؟!
😳😳😳😳😳
منم گفتم که چی میخوای جا نمونی تو که به من میکفتی زیاده وفلان تازه ما خیلی شرایطامون فرق میکنه چرا زور میزنی.
بعد من تیپای جدید که میزنم اصلا به رپش نمیاره نگفت اینارو جدید گرفتی یا نه.