2777
2789

۲ سال و نیمه جدا شدم و دخترم پیش منِ،قبل از طلاقم بابام برام خونه خرید و بعدش هم رفتم سر کار و با مهریه م ماشین خریدم،خونه بابام زندگی میکنم قرار بود تابستون سال آینده خونه جدا کنم تا این که چند ماه پیش بابام مریض شد و الان حدود ۲ هفته ست که به رحمت خدا رفت،دیگه الان همه برنامه های زندگی من به هم ریخت ،از یه طرف مامانمه از یه طرف خودم و دخترمیم که تو این خونه خیلی داریم اذیت میشیم،دخالت‌های خواهر و برادرام،حرف های اطرافیان ،از همه بدتر مامانم فوق العاده اخلاقش بدِ و هر روز یه داستانی باهاش دارم،،،،،تصمیم داشتم چند ماه دیگه خونه جدا کنم اما مامانم هر روز یه حرفی میزنه یخ روز میگه جدا کن یه روز میگه نه،دیروز سر همین موضوع بحثمون شد،من دیگه به آبجیم گفتم چی شده دیگه امروز با مامانم حرف زده اون هم گفته من مشکلی ندارم اصلا همین امروز بره دنبال خونه،،،،با دلخوری این حرف زده،،،،خستم از زندگی خستم از همه چی،،،،بعضی وقتها دلم میخاد بمیرم ،،،،کاش هیچوقت ازدواج نمیکردم،،،،کاش بابام نمیرفت

بابا دلتنگتم....

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

اطرافیان نمیذارن ولی دیگه میخام جدا بشم گوش به حرف احدی هم نمیدم

دیگه وقتی طلاق گرفتی باید مستقل زندگی کنی... چون هم خودت حساس میشی. خانوادت.. به کوچکترین حرکت همدیگه واکنش نشون میدین

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792