خدا حفظشون کنه مادر همسرتونرو
مادر همسر من فوت شدند ماه بودند،سعی میکردم قدرشناس باشم ، فاصله ای ایجاد نکنم با بودنم بین ایشون و همسرم،احترامشون رو نگه دارم و ... انتظاری نداشتند جز اینکه ببینن حال ما خوبه
این جمله که گفتم رو ، زمانی بهم گفتند که به اصرار من اومده بودند چند روزی خونه ما که مراقبت کنیم ازشون ، وقت رفتن به شوخی گفتم انقدر بد گذشته خونه ما ؟ گفت خونه ی تو قصره ، تو تاج رو سرمی ... اما بذار برم خسته ای کمر درد گرفتی و بقیه هم کمی ازم مراقبت کنند
گفتم کی گفته کمر درد دارم؟به خنده گفتم عیب روی عروس خوشگلت نذار ، گفت تو نگفتی خودم که میبینم خسته میشی و حرفی نمیزنی ...
با این نوشته ها مکالمات اون روزمون اومد جلوی چشام ❤️روحشون شاد