2777
2789

رفتین خونه مادرتون؟اگه سابقه سقط داشته باشین،

ممنون میشم نظرتون را بگین،و اینکه خونه خودتون کاراتون خودتون میرسدین؟مثل ظرف و لباس شستن و..

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

همش خونه خودم 

سر بچه اول راهم دور بود

سر دومی هم. گفتم زحمت میدم

سر سومی هم اصلا نمیرم 😃

من یه زن موفقم که قدر داشته هامو میدونم و برای رسیدن به خواسته هام تلاش میکنم....پیش به سوی خوشبختی

از اول حتی بعد زایمان هم خونه خودم 

با وجود استراحت مطلق و سرکلاس در بارداری

خدایا خودت میدونی که من همیشه به مادرم احترام گذاشتم تاجایی که تونستم هواشو داشتم بیشتر از همه غمشو خوردم اما اون جای مهربونی از دهنش سم مار بیرون میریزه . حتی داداشمو که این همه مادرمون حقیر میکنه رو بیشتر از من دوسش داره . اینا حرفای یه بچه نوجوان نیست . حرفای یه زن ۳۰ ساله ست که خودش بچه داره. خدایا خودت کاری کن سر مادرم به سنگ بخوره. دیکه از تحمل این همه سردی خسته شدم. راستی خداجون ممنون بابت همسر مهربونی که بهم دادی همسری که خودش یه تنه جای همه مادر پدر خواهر برادر رو برام پر میکنه. خدایا پسرم و شوهرم رو در پناه خودت نگهشون دار . آمین❤️
تمام مدت خونه خودم . همه کارامم خودم انجام دادم . بعد زایمانم رفتم خونه خودم 

خیلی دوس دارم برم‌خونه خودم،خسته شدم از خونه پدرم،خواهرم خیلی غر غر میکنه اعصابم بهم ریختست،حداقل خونه خودم آرامش دارم

از اول حتی بعد زایمان هم خونه خودم  با وجود استراحت مطلق و سرکلاس در بارداری

عزیزم خودت آشپزی میکردی؟دکتر ممنوع نکرده بود برات؟

من دوس دارم برگردم خونه خودم

منکه مامانم میبینه منو یاد بدبختیاش میافته هی اه و ناله میکنه اصلا دلم نمیخاد برم خونشون حامله هم بشم ۹ماه رو اصلا نمیرم همش تو خونشون بدبختی و جنگ و دعواس

خودت گل .....  پیرهنت گل.....
عزیزم خودت آشپزی میکردی؟دکتر ممنوع نکرده بود برات؟ من دوس دارم برگردم خونه خودم

نه من آشپزی نمیکردم ، ناهار مادرشوهرم میفرستاد ، شام شوهرم میخرید یا درست میکرد، مادرم از اول تا آخر ماه ۹ باهام قهر بود 

خدایا خودت میدونی که من همیشه به مادرم احترام گذاشتم تاجایی که تونستم هواشو داشتم بیشتر از همه غمشو خوردم اما اون جای مهربونی از دهنش سم مار بیرون میریزه . حتی داداشمو که این همه مادرمون حقیر میکنه رو بیشتر از من دوسش داره . اینا حرفای یه بچه نوجوان نیست . حرفای یه زن ۳۰ ساله ست که خودش بچه داره. خدایا خودت کاری کن سر مادرم به سنگ بخوره. دیکه از تحمل این همه سردی خسته شدم. راستی خداجون ممنون بابت همسر مهربونی که بهم دادی همسری که خودش یه تنه جای همه مادر پدر خواهر برادر رو برام پر میکنه. خدایا پسرم و شوهرم رو در پناه خودت نگهشون دار . آمین❤️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز