سلام هموطنای عزیزم امیدوارم حالتون خوب و تنتون سلامت باشه . این اولین تاپیک منه پذیرا باشید🤗🌸
من اول راهنمایی (حدودا ۱۲ سال پیش ) از کتابخانه مدرسه یک کتاب انتخاب کردم که بخونم .
کتاب راجب خاطرات ( دختری بود که با پدرش میخواستن از طریق قطار برن مشهد حرم امام رضا ع )
من کتابو تا نصفه خوندم چون معلم پرورشیمون میگفتن هر چه زودتر کتابارو تحویل بدید منم برگردوندم ب کتابخونه و قرار شد روز بعدش دوباره تمدید کنم اما فرداش هرچی کتابخونه رو زیررو کردم پیداش نکردم انگار محو شده بود.
هنوز که هنوزه با گذشت چندین سال حسرت کامل خوندن اون کتاب و داستان شیرینش به دلمه .من مشهد زیارت نرفتمه اما وقتی اون سالها کتابو شروع کردم بخونمش انگار خودم دارم میرم زیارت .یادش بخیر دست کشیدن و بوی اون کتاب برام خیلی جالب بود.
متاسفانه نام کتاب یادم نیست اما به یاد دارم رنگش آبی بود اندازه ش نصف اندازه سالنامه بود و روش نوشته بود چاپ ۱۳۵۶ یا ۱۳۵۷
خواهش میکنم اگر کسی اطلاعی راجب نام کتاب داره بگه ،سپاس