امشب دعوام شد باهاش
چون هیچکاری نمیکنه
۳سال ازدواج کردم شوهرم بیکاره
دستشو نمیگیره کمکش کنه
منم دعوام شد باهاش گفتم میدونستی ایجور زن نمیگرفتید براش
الانم چاره چیه جز کمک کردنت
میگ به من مربوط نیست من هیچ کاری نمیکنم
یکارم نکن از خونم بندازمتون بیرون
ایقدر گریه کردم ک نگو
ک اینقدر حقیر شم منت ی خونه ۵۰ متری بزنه توسرم
😞شوهرمم بیکاره پایه یک داره درتوان باباش هست ماشین بخره براش ولی اینکارو نمیکنه دوتا پسرن
میگ ب من مربوط نیس درس میخوندن ک الان کار نخان