خیلی هیزه خانمش ۲ تا دوقلو بچه داره خیلیم ماهن
شوهرش ولی خیلی هیزه هر وقت منو میبینه میگیرم به حرف منم هی میگم عجله دارم کار دارم میرم اون روز خونه تنها امدم امده در خونه منم تیشرت شلوار تنم بود گفته ماشینم خرابه میشه سوئیچ ماشینتونو بدید باتری به باتری کنم گفتم نه و پیچوندمش
بعد سر حرف افتاد خانومشو دیدم گفتم ممنون میشم به اقای فلانی بگید زیاد با من گرم نگیرن چون پدرم و نامزدم ناراحت میشن
برگشت گفت نه تورو خدا فکر بد نکنیا حسینه من تو رو به چشم ابجی خودش میبینه و فلان
حالا امروز دیدمش تو پارکینک مرده رو امده میگه خانم فلانی میشه اگه وقت دارید من باید برای ساختمون و راهرو لامپ بخرم شمام بیاید با هم بریم بخریم مدیر سپرده بخرم من دقیق نمیدونم گفتم من نمیتونم بیام به خانمتون بگید گفت سختشه گفتم میخواید من حرف بزنم؟گفت شرمنده خودم میرم
حالا اون روز از یکی از همسایه ها شنیدم میگه مرده خیانت کرده دارن طلاق میگیرن نمیخواد کسی بفهمه زنش نمیگه.چیکار کنم مرده ولم کنه؟به نامزدم و بابام بگم