چون مامانمم عاشق همینا بود مامان این عصرهای پاییز دقیقا الان ده روزه داره عین خوره وجود منو میخوره دیگه عاشق پاییز و زمستون سرما و برف نیستم مامان همه ی اینا بدون تو بی معنی شدن و دلگیر دلگیر دلگیر الان خدا میدونه تا چه حد دلم گرفته پیراهن و جانمازتو بغل کردم بوی تو رو میداد من اشک میخواستم نریزم اما اشکهام خودش میومد چقدر بی پناه و تنها شدم مامان 😔😔😔 همین که یادم میاد یهو که دیگه هیچوقت تا آخر عمرم قرار نیست ببینمت صدات و بشنوم لمست کنم هوری دلم میریزه قدر تو ندونستم مامان از من راضی باش😔😔😔روحت شاد مامان عسل