2777
2789
عنوان

اتفاقات عجیب خونمون

528 بازدید | 14 پست

بچه ها حالتون چطوره.. 

دوستان قبل این که تعریف کنم بگم که من خیلی واضح حضور اجنه و اینجور چیزارو حس میکنم و انرژی های منفی… 

چندوقتیه که جلوی درمون خیسه هروز 

انگار اب و روغن ریخته میشه 

فقط جلوی خونه ما 

چندباری جلو درمون پارچه ی مشکیه تیکه تیکه پیدا کردم مشخص بود با قیچی این حرکتو زدن 

چادر نماز مامانم و شال هایی که سرش میکنه پاینش گره زده شده بودن 

چندروز پیشم که اومدم خونه تو حیاطمون یه پر پیدا کردم ک دور تا دورشو با نخ گره کور زده بودن و ته نخو سوزونده بودن 

چندوقت یبارم با مامانم عاشوب میشیمو بدنمون گر میگیره و … 

بنظرتون کسی کاری میکنه؟ خونه ی ما هم رفت و امد دوستامون زیاده و نمیتونیم دقیق بفهمیم کی اینکارارو میکنه 

چند باری هم لباسای مامانم گم شدن..

توی عنوانتون بنویسید ترسناک

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خدا ازشون نگذره  چندین وقته همش تو خونم و دل و دماغ سرکار رفتنم ندارم دوستامم بزور میبرنم بیرو ...

اینجوری نمیشه ها،،حتماپیگیری کن از راه درستش..ببین جریان چیه جلوشوبگیر

اینجوری نمیشه ها،،حتماپیگیری کن از راه درستش..ببین جریان چیه جلوشوبگیر

چی بگم والا دارم دیگه کاملا رد میدم همشم خوابای عجیب غریب میبینم 

خسته شدم واقعا 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  18 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  18 ساعت پیش