تو مدرسه پسرم یک خانوم هست فوق العاده خوشگل اما بی نهایت سبک و بی حیا. ایشون پرستار و... هستن. خیلی هم خودشیرین هست. قاپ مدیر و سرایدار و معلم رو دزدیده. بچه اش بی نهایت شرور و بی ادبه. پسرم مدرسه استثنایی میره. بچه اش تمام بچه ها رو میزنه.مدادای پسرم رو شکونده. کاپشن یک نفر رو انداخته تو توالت کار دستی ها رو خراب میکنه. اون روز یه بچه رو هل داده ابروش شکافته. انگار نه انگار. مدیر و... از پشت اون خانم و بچش در میان. یک خیر به بچه ها قمقمه داده دیدم اون خانوم ده تا قمقمه گذاشت تو ماشینش. نذر آش داشتن همینطور. حق بچه ها رو میخوره. بچه اش و خودش مدرسه رو به گند کشیدن. اسمش میاد بدنم میلرزه از نفرت بهش. در جواب مردها میگه جووون، جوون دلم یا بهش میگن مرسی میگه فدات شم عزیزم. مدیر قشنگ بهش دست میزنه دست میذاره تو کمرش. تو یه تاپیکم گفتم. خیلی دلم آشوبه از ترس پسرش. بچه ها رو هل میده رو پله. همش میترسم پسرمو بندازه. ببهشین انقدر طولانی شد دلم خیلی پره