2777
2789
عنوان

بچه برادرم

280 بازدید | 14 پست
خانما الان یه تایپیک خوندم که مادرشوهرش اومده بچشو برده خونشون و این خانم ناراحته منم تابستون بچه برادرم به دنیا میاد داداشم طبقه بالا خونه مامانمه به نظرتون هیچ وقت نباید توقع داشته باشیم بچه رو بیاریم پایین

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نمیدونم والا. من بچه دار بشم فک نکنم ناراحت بشم چه اشکال داره. خب نوه اونا هم هست البته من تاپیک اون خانم رو ندیدم
خداوند روز اول آفتاب را آفرید. روز دوم دریا. روز سوم صدا را. روز چهارم رنگ ها. روز پنجم حیوانات. روز ششم انسان را و روز هفتم خداوند اندیشید دیگر چه چیزی را نیافریده است؟؟؟ پس تو را برای من آفرید
بستگی به رابطتون داره...بچه برادرم من 10ماهشه هممون عاشقش هستیم...خواهر بزرگم خیلی بچه رو دوست داره و هرزگاهی کخ میریم یه سر خونشون خواهرم از زن داداشم میخواد بچه رو مثلا تا سر کوچه ببره..زن داداش من زیاد خوشش نمیاد..منم چند بار به خواهرم تذکر دادم که ازش نخواه بچه رو حتی تا سوپر مارکت ببری..بلاخره مادره و حساس...
مریم جان از مادر نی نی اجازه بگیرید و نظرش بپرسید .من خودم اگه تو همچنین شرایطی بودم دوست نداشتم کسی بچمو ببره.چون برنامه و نامش بهم می خوره .شاید ساعت خواب یا غذای باشه .ولی بهتره همیشه از مادر نی نی بخواید بیان پیشتون با نی نی .
ماما دوقلو من دو تا بچه دارم اما همیشه راه دور بودم و کنار مادرشوهرم نبودم که تو این شرایط باشم و چون همیشه دست تنها بودم دوست داشتم یکی بچمو یه کم نگه داره من استراحت کنم
افرین دختر اما من جاتون بودم هیچ وقت بچرو نمیبردم چون مادر یک حس عجیبی داره غریزش نمیزاره بچش ازش دور باشه ولی بزرگتر شد یک وقت دیدین خستست بهش بگین میخوای بچه رو نیم ساعت بده دست ما باهاس بازی میکنیم تو یکم بخواب خسته شدی کلی خوشحال میشه
پیج کاری من😍😍😍سفارش و دوخت انواع لباسهای مادر و کودک با بهترین کیفیت  ferly_design
بعضیا رو بچشون حساسن دیت خودشون نیست. فقط بهش بگین برای هرجور کمکی روتون حساب کنه. اخه بعضیا ناراحتن حرا بچه رو میبرن، بعضی ها هم ناراحت میشن که چرا کمک نمی کنن و بچه رو نگه نمی دارن
عزیزم خونواده من و همسرم توی شهر دور از ما زندگی میکنن وقتی من میرم پیش مامانم اینا بیشتر دوست دارم پیش اونا باشم ولی چون میدونم مادر شوهرم حق داره نوشو ببینه همیشه میذارمش پیششون بمونه البته دختر من ٣سالشه اولا فقط چند ساعت میموند ولی تازگیها خودش میگه میشه شب پیش مامانبزرگم بخوابم ،منم اجازه میدم ممکنه حتی اخر شب بیدار شه و گریه کنه که مامانم بیاد دنبالم ،بازم با روی خوش میرم دنبالش ،همونطور که مادربزرگا به نوشون احتیاج دارن نوه ها هم به محبت اونا احتیاج دارن ،البته دلم خیلی براش تنگ میشه ولی تحمل میکنم با اینکه دل خوشی از خونواده شوهرم ندارم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز