خیلی وقته دارم لباس بچگونه میخرم به امید اینکه ۹ ماه بعد تنش میکنم عروسک و اسباب بازی میخرم به امید اینکه یه روزی بدنیا میاد و باهاشون بازی میکنه هر کفش و کتونی که به نظرم قشنگه براش میگیرم تا یه روز پاش کنم هر روز راه رفتنشو حرف زدنش و دستای کوچولوشو تصور میکنم که تو دستام گرفتم هر روز تو ذهنم از آیندشو قد کشیدنش یه رویا میسازمو ذوق مرگ میشم اتاقشو کاغذ دیواری میکنم و تو ذهنم براش بهترین جشن تولدارو میگیرم به این فکر میکنم که کادوی فارغ التحصیلی چی براش بگیرم که ذوق کنه این همه رویا میبافم اما اون نیست نمیاد همه ی شیشه های آمپولایی که توی آی وی افم زدمو براش نگه داشته بودم تا وقتی بزرگ شد بفهمه مامانش برای داشتنش چقدر جنگیده اما بازم نشد بازم نیومد
خدایا توان من همینقدر بود میشه تو کمکم کنی میشه خودمو زندگیمو نجات بدی هر روز دارم عصبی تر و افسرده تر میشم میشه خودت به دلم یه نگاه کنی
خانما میشه برای اینکه هر چه زودتر مامان بشم برام دعا کنید❤️❤️