2777
2789
عنوان

خونه برادرهمسرم بودیم

1500 بازدید | 48 پست

همه مشغول کار بودن میزبان نشسته بود.مادرهمسرم گف بیا فلان کارو بکن دیدم همچنان میزبان نشسته گفتم بگید خودش بیاد بکنه. 

قرار نیس شما میخواید کلفتی بکنید همه بخاطر شما بیان کلفتی که. اینو نگفتمااینجا دارم میگم. 

خلاصه رفت توفکر مادرهمسرم شایدم بهش برخورد. ک واقعامهم نیس دیگه.

زشته . ولله ما ندیدیم کسی بره مهمونی عین چی کارکنه بعد میزبان بشینه. پاشو خودتو جمع کن

parasoo1989@

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

منم عقیده ام همینه 

مهمان یعنی بری استراحت کنی نه اینکه کاری که توی خونه ات نمیکنی اونجا انجام بدی 

من نه کاری میکنم نه انتظاری دارم

اتفاق بدی پیش اومده؟ حس میکنی بدبخت شدی؟ یه لحظه صبر کن. از خودت دور شو. توی تاریخ دور شو. اتفاق هایی رو به یاد بیار که فکر میکردی ازشون زنده بیرون نمیایی. چی شد؟گذشت. به اتفاق هایی فکر کن که توی طول تاریخ برای آدمها پیش اومده.به جنگ به قحطی به بیماری ها. حالا توی جغرافیا از خودت دورشو. به کشورهای دیگه فکر کن. به آدمهای دیگه. دردت در مقایسه با دردهایی که بشر متحمل شده چقدر بزرگه؟ چقدر عمیقه؟ من اینجوری با مسائلی ناخوشایند برخورد میکنم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792