ما باغ انگور میچینم بعد پسر دایی ناتنیم
ک منو دوست داره اومده باغ کمک من اصلأ دلم نمیخاد برم چون دوستم هست میترسیم ی حرفی حرکتی بزنه
دوست داشتنش ی طرفه اس
من دوسش ندارم
۲۰سالشع
قبلا ابزار علاقه کردو من رد کردم چند بار
چی کنم ک نرم
داداشمم بچه اس تا من نباشم نمیره