اصلا ازدواجش با دملزا اشتباه بود ، كلا پسري بود كه يه دفعه تصميم ميگرفت زياد به عواقب كاراش توجه نداشت و غد و مغرور هم بود و تصميم ميگرفت حرف حرف خودش بود ، دملزا هم خيلي به خاطر اين خصيصه ي راس اذيت شد تو زندگي ؛ تمام وام هاشو گذاشت رو يه معدن كه بازدهي نداشت و اخرش فروخت ! پولشو هم كه مخفيانه داد به ايزابت به جايي كه به زن خودش بده ، بعد دنبال قاچاق و اينا رفت و دملزا كلي حرص خورد ، بعد اون قضبه ي خيلنتش كه حتي البزابت رو هم دچار دردسر كرد، دلش جاي ديگه بود صرفا به خاطر زيبايي دملزا و هوس لحظه اي دملزا رو گرفت ...
با ابنكه وريتي زيبايي دملزا و اليزابت رو نداشت اما كاش راس با اون ازدواج ميكزد