خواب دیدم موقع شب در آینه نگاه کردم
مثلا من می خندیدم ولی تصویرم نمی خندید
بعد رفتم پیش امام علی، ایشان داشتن وضو می گرفتن بهش جریان را داشتم میگفتم که خواهرم هم اومد من نمی خواستم خواهرم بفهمه که نترسه. که امام علی گفت بزار اونم بدونه به کارش میاد.
اونجا اونطرف یه آیینه بود که انگار یه نفر از درون آیینه داشت به آیینه میزد (مثل در زدن)
بعد امام علی بهم گفت وقتی توی آیینه نگاه می کنی بسم الله بگو و ذکر دختران روز کبدی و دختران شب کبدی بگو