دوستم شهر دیگس خونشون بچش تب کرده خونشون یه جایه پرته دور از بیمارستان هرچی به اسنپ وأژانس زنگ میزنه اونطرفا نمیرن یا ماشین نیست
شوهرش هم شبکاره
رفته به بچش که هشت سالشه نصف قرص کدیین داده
من اینجا خیلی ترسیدم خودش استرس داره
ترسیدم بهش استرس وارد کنم
به نظرتون چی بهش بگم نترسه که چرا قرصو دادی به بچه هشت ساله میگه نصف قرص خیلی نازک بود دادم.
من خیلی ترسیدم
به نظرتون ترس من بیجاست یا نه
اگه اره بگید چجوری بهش بگم بیشتر استرس نگیره