2821
2789
عنوان

از کجا بفهمم طلسم شدم یا نه؟

3374 بازدید | 14 پست

حتما باید پیش دعانویس برم ؟

تاحالا پیش هیچ دعانویسی نرفتم ینی اعتقاد نداشتم

ولی مدتیه فهمیدم واقعا خرافات نیست

همه ی موقعیتای خوب ازدواجم الکی از دس میره با هیشکی نمیتونم مچ شم

اینم بگم که یه خواستگار سمج داشتم که خونوادتن کلا تو این کاران به چن نفر دیگم شک دارم که برام دعا گرفته باشن

برای شما یا اطرافیانتون پیش اومده؟چیکار کردین؟

هر زن یک سرزمین است...آداب و رسوم خودش را دارد

۴۵روز بقره تو خونه پخش کن

تضمینی

دنبال دعا نویسم نرو

و…همیشه بر آن بودم دلی را نشکنم                                          اما وقتی به خود می نگرم                                                  تکه تکه ام…

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

اره تا دلت بخواد هست طلسم مرگ براي پدرم زده بودن باطل كرد 

به حدي اسيب خورديم كه با گوشت و پوست و استخون باور دارم 

سركتاب برات بايد بزنه ادم كار درست بگه بهت 

من مميشناسم ولي نميدونم كار ميكنه يا نه سر پدرم اشنا شديم

اره تا دلت بخواد هست طلسم مرگ براي پدرم زده بودن باطل كرد  به حدي اسيب خورديم كه با گوشت و پوس ...

وای چقدر پست و وقیح بودن که همچین کاری کردن فهمیدین کار کی بوده؟

میشه شمارشو بدین

هر زن یک سرزمین است...آداب و رسوم خودش را دارد

برای کدوم استان هستی؟؟؟من ۲۸ سالم شده بود هر چی خواستگار میومد نمیشد در ظاهر خیلی خوششون میومد ولی میرفتن و دیگه نمیومدن ...رفتم دعا نویس گفت یه زن اطرافیانت برات دعا گرفته از دور دل می‌بری از جلو زهله ...دیگه ۵ تا دعا نوشت رفتم پوست آهو خریدم و اینا بخدا باورت نمیشه تا پنج شنبه بعد خواستگار اومد برام و هفته بعد عقد کردم الآنم ۱۰ سال از ازدواجم میگذره


برای کدوم استان هستی؟؟؟من ۲۸ سالم شده بود هر چی خواستگار میومد نمیشد در ظاهر خیلی خوششون میومد ولی م ...

کهگلویه

خوشبخت باشی الهی از ازدواجت راضی هستی؟

هر زن یک سرزمین است...آداب و رسوم خودش را دارد

سلام دوستان. ۷ماه پیش شوهرم با دوست زنش در ارتباط بودن از طریق گوشی تا اینکه متوجه میشیم خلاصه به دلایلی هم شوهر اون و هم من کنار اومدیم و دارم زندگی میکنم ولی اصلا دیگ اعتمادی ندارم همش این چند ماه بین مون دعوا بوده اصلا حالم خوب نیس ارامش روحی ندارم همش نگرانم ک نکنه باز باهم در ارتباط باشن شوهرمم خیلی تلاش میکنه ک بهم بفهمونه هیچ ارتباطی نیس همه چیز تموم شده ولی من خیلی شکاکم فک میکنم داره دروغ میگه به هر کارش شک میکنم مثلا تو خودشه یا خوشحاله یا نارحته شک میکنم حتما یه چیزی شده رفته تو لاک یا.... اصلا نمیتونم خودمو قانع کنم دلم اروم نمیگیره واقعا خودمم اذیت میشم نمیدونم چکار کنم قبلا خیلی برای هم مهم بودیم کنار هم خوش بودیم ک بقیه حسرت زندگی مو میخوردن یهویی همه چیز نابود شد یعنی ممکنه اون زن طلسم یا دعامون کرده باشه؟؟   راهنماییم کنید ممنونم

2825
2823
2791
2779
2792