بچه ها خواهشا نمک رو زخم نباشید
قصدم فقط درد دله...دلم داره میترکه به هیچکسم نمیتونم بگم
بچه ها شوهرم خیلی چشم ودل گشنه ست...خداییم ازهرچیزی داشته باشه باز یجا بریم یه چیزی ببینه ک به کار بیاد بر میداره انگار عادتشه...خودمم کشتم عوض نشد اصلا تو ذاتشه
این اواخر هم خونه مامانم یه غلطی کرد آبروم برد
دلم خیلی شکسته
اصلا نمیدونم چیکار کنم دلم نمیخواد باهاش ادامه بدم ولی بچه هام چی میشن؟
اصلا کدوم گوری برم
خانواده پشتم نیستن
خونه به نامم ولی انقد شوهرم کله خر و ....ک ترجیح میدم باهاش بمونم وتحمل کنم تا اینکه به جدایی فکر کنم....
گیر کردم نه راه پس دارم نه راه پیش
چه غلطی کنم واقعا