سلام
یه دانش آموز نهمی مدرسه نمونه که معلما روش حساب دیگه ای باز میکردن ... برتر بین مدرسه ها بود همیشه واسه سوال جواب دادن داوطلب . معلما به مامان و باباش میگفتن دانش آموز برتر مدرسه هست ...
چند سال پیش مثل امروز بعد نتایج تیزهوشان فهمید الکی شبا تا ساعت ۲ بیدار بوده الکی معدل خوب گرفته الکی ۳۰۰۰ تست توی یک سال زده همش الکی
داغ دلش وقتی تازه شد که ریاضی و انسانی اون همه ظرفیت گرفتن و تجربی نه .. دلش وقتی درد گرفت که فهمید اگه به جای ۳ نفر ۴ نفر مدرسه تیزهوشان میگرفت الان اون میگفت متوسطه دوم فرزانگان بودم ... خدا دید که چطور تلاش کرد ولی نشد ...
یک زمره به حسرت سرِ انگشت گزیدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
من شدم قومی که یک عمر دوید و به مقصد نرسید
آرزوی پوشیدن لباس اون مدرسه به دلم موند.
واین بود خاطره تلخی که تلخی اش از زهر هم بیشتر بود