عموم رو ، انقد بوسش میکردم ، میگفتم از اون بالا میبینی ک وقتی اسمتم میاد بغضم میگیره گریه میکنمممم؟؟؟
بهش میگم زمانایی ک نیتزت داشتم نبودی ب جاش ی سنگ قبر بهم دادی با خاطری ک هر موقع ب یادشم چشام خیس اشکمیشن 😭💔
پدربزرگم ک بهش بگم این رسمش نبود توام بری و منو با دختر ظالمت تنها بزاری 🙂