شوهرم اون اول ک اومد خاستگاری خیلی زرنگ بود الان عروسی کردیم از شاگردی اومده بیرون میگه بهم کم میدن و من با برجی ۹تومن نمیتونم زندگی کنم بعش میگم تو برو من حتی پس اتداز ام میکنم ی مقدار ماه ب ماه
میگه تو کاری ب کار من نداشته باش ناراحتی برو سرکار خودت
الان یک ماهه بیکاره عوض اینکه پول در بیاره از پس انداژ داره خرج میکنه اگه واقعا میخای کار راه بندازی چرا دست ب پس انداز میزنی
بخدا خستم دیگ نمیکشم کمک کنید
تو رو مامانم خجالت میکشم