و خرداد امسال که میخواستم دیپلم بگیریم تو اوضاع خیلی شدید و استرس زا فهمیدیم که بابام زن گرفته دنیا رو سرمون خراب شد ما زندگی خیلی خوب و نرمالی داشتیم توش جنگ بود ولی نه اندازه این دوماه وقتی فهمیدم دنیا تو سرم خراب شد امتحانات رو تو جنگ میدادم چشمای اشکی میرفتم سر جلسه بابام بهم فوش میداد میگفت نمیخواد درس بخونی یه خواهر دارم امسال میخواد بره کلاس اول تو جنگ ها مث گنجیشک تو بغلم مچاله میشد از ترس قلبش مثل توپ میکوبید دست و پاهاش میلرزید بابام ما رو گذاشت رفت اصلا نپرسید خرجی دارید یا نه مردید یا زنده آید الآن پیش زنه مامانم از بدبختی میره سر کار ۱۰ صبح تا ۱۱ شب یعنی اصلا ما نمیبینیمش امروز گفت کاشکی خواهرت رو بدیم به یه خانواده خوب دلم آتیش گرفت جلوش وایسادم گفتم تا من زنده ام حق نداری هر شب با چشمای اشکی سر روی بالش میزارم هیچکس رو ندارم مامانم میگه من بریدم نمیتونم دیگ نمیخوام شما رو خواهرم تو این سن افسرده همش جیغ میزنه گریه میکنه بابام بخاطر زنه سرش رو زد خود زنی کرد خونمون هر روز آشوبه ولی من دلم خیلی به خدا گرمه همش میگم اینم میگذره نه مامانم ما رو میخواد نه بابام منم با خواهر کوچیکم ولی همش میگم هیچ چیز همیشگی نیست این روزا هم میگذره
اخییی .نترس اون زنه با بابات زندگی نمیکنه ببین چجوری خدا جوابش بده
نلایک:)💞 خدایا به بندهات بگو تو خدایی نه اونا .الهی گاهی نگاهی ،پروردگارا ازت میخوام هیچ کس درد جدایی نکشه،کسی مسبب خراب شدن یه آشیونه نباشه،خدایا خودت نگهدار زندگی تموم بنده هات باش نزار ادما با بی رحمیشون ویرانش کنن 🤲دوست داشتید برای حل مشکل من یک صلوات بفرستید.. یا امام رضا یه سفر دو نفره دست تو دست هم ازت میخام 😭❤
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.