2777
2789
عنوان

داستان ازونجایی شروع شد که..

454 بازدید | 23 پست
چند وقت پیش برای من و همسرم چندتا اتفاق پشت سرهم افتاد که خیلی نگران شده بودیم.
بعد از ی مدت به سختی ولی کم و بیش تونستیم شرایط به حالت قبل برگردوندیم. 
حالا نگو وسط این اوضاع ی اتفاق مالی هم افتاده بوده که همسرم واسه اینکه سریع تر مشکل حل کنه تا من متوجه نشم و منو بیشتر از این نگران نکنه زنگ میزنه به دوست خیلی صمیمی من (نسرین) که رفت و آمد چندساله ی خانوادگی باهم داریم ازش قرض میخواد و گفته چون شرایطمون به هم ریخته تاکیید میکنه نمیخام به فلانی بگی با بچه کوچک فکرش مشغول بشه. 
حالا همسرمن اصلا تا حالا چنین کاری نکرده بوده و همیشه تا تونسته به بقیه قرض هم میداده ولی خب به فکر خودش خواسته
 تو ی روز قضیه رو اینطوری حل کنه. 
خلاصه نسرین ی روز زنگ میزنه به گوشیم تا میبینه دردسترس نیستم. ی جورایی توهم میزنه که حتما کاسه ای زیر نیم کاسه اس
و مثلا شاید اینا از هم جدا شدن ولی به من نگفتن!! که حالا همسرش از من قرض خواسته
( بعدا خودش اینارو بهم گفت)
 زنگ میزنه به یکی از دوستای مشترکمون (لیلا) که مثلا مشورت بگیره. 
بعد همسر من با همسر لیلا هم قبلا مراوده مالی داشتن ولی دوستم خبر نداشته و  این وسط تازه متوجه میشه.
بعد من خیلی اتفاقی متوجه زنگ همسرم به نسرین شدم و بهش گفتم و اونم برام توضیح داد و پیاماشون نشونم داد. 
من خودم فرداش به نسرین زنگ زدم اما.....

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

فرداش من خودم به نسرین زنگ زدم و دوستانه گفتم چرا انقدر موضوع رو کش دادی که اینطوری بشه و تو اصلا رازدار نبودی اگه نمیتونستی کمک کنی همون اول میگفتی یا اینکه به خودم زنگ میزدی . 
اما اون یهو شروع کرد آره اصلا توقع نداشتم تو و شوهرت اینطوری با من رفتار کنید من خیلی ناراحتم ازتون بهم بی احترامی کردین
بعد وسط حرفا برگشت بهم گفت اونموقع که شوهرت تو رو پیچونده بود....
که من اونجا واقعا جا خوردم از برخوردش و طرز فکرش خیلی تعجب کردم چون دختر شاغل و به روز و اجتماعی هست و با دلخوری تماس قطع کردیم.   
اما موضوع اینه نسرین اول ی مبلغ کمی واریز کرده بوده که بعد از این ماجراها بهش گفتیم شماره کارت بفرس همون مبلغ ابتدایی برگردونیم که دیگه جواب نداد.
البته واقعا دلم نمیخواد دیگه حداقل تا مدتی باهم ارتباط داشته باشیم با اینکه قبلا روابط ما حتی خواهرانه و نزدیک بود.  و مطمئنا اون هم خودش رو حق به جانب میدونه
ولی ازون طرفم نمیخوام حقی به گردنم باشه و میخوام اون مبلغ با احترام بهش برگردونیم. 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز