چند وقت پیش برای من و همسرم چندتا اتفاق پشت سرهم افتاد که خیلی نگران شده بودیم.
بعد از ی مدت به سختی ولی کم و بیش تونستیم شرایط به حالت قبل برگردوندیم.
حالا نگو وسط این اوضاع ی اتفاق مالی هم افتاده بوده که همسرم واسه اینکه سریع تر مشکل حل کنه تا من متوجه نشم و منو بیشتر از این نگران نکنه زنگ میزنه به دوست خیلی صمیمی من (نسرین) که رفت و آمد چندساله ی خانوادگی باهم داریم ازش قرض میخواد و گفته چون شرایطمون به هم ریخته تاکیید میکنه نمیخام به فلانی بگی با بچه کوچک فکرش مشغول بشه.
حالا همسرمن اصلا تا حالا چنین کاری نکرده بوده و همیشه تا تونسته به بقیه قرض هم میداده ولی خب به فکر خودش خواسته
تو ی روز قضیه رو اینطوری حل کنه.
خلاصه نسرین ی روز زنگ میزنه به گوشیم تا میبینه دردسترس نیستم. ی جورایی توهم میزنه که حتما کاسه ای زیر نیم کاسه اس
و مثلا شاید اینا از هم جدا شدن ولی به من نگفتن!! که حالا همسرش از من قرض خواسته
( بعدا خودش اینارو بهم گفت)
زنگ میزنه به یکی از دوستای مشترکمون (لیلا) که مثلا مشورت بگیره.
بعد همسر من با همسر لیلا هم قبلا مراوده مالی داشتن ولی دوستم خبر نداشته و این وسط تازه متوجه میشه.
بعد من خیلی اتفاقی متوجه زنگ همسرم به نسرین شدم و بهش گفتم و اونم برام توضیح داد و پیاماشون نشونم داد.
من خودم فرداش به نسرین زنگ زدم اما.....