2777
2789
عنوان

زندگی خیلی عجیبه

130 بازدید | 1 پست

داشتم همینجوری تو سایت میگشتم . خانومایی رو دیدم که در شرف طلاقن یا جدا شدن و از احساسشون میگن که نمیتونن فراموش کنن یا هنوز همسرشونو دوست دارن.

یه برگشت به عقب زدم به زمان مجردیم. یکی رو دوست داشتم و فکر میکردم لحظه ای بدون اون دووم نمیارم. نصف شب بیدار میشدم و از اینکه ندارمش گریه میکردم. ته دلم هی برای خودم داستان میبافتم. با دلی شکسته بخاطر دلایلی خودم کات کردم. اشکام بند نمیومد بس که حس بد داشتم. همون روز زنگ زدم مشاور و اورژانسی رفتم پیشش. خیلی حرف زدم و گریه کردم. تا مدتها حالم بد بود. الان سالها گذشته و قتی به عقب برمیگردم میبینم کار درستو کردم. زندگی من بدون اون ادم خیلی بهتره. ازش متنفر نیستم 

فقط دیگه برام ارزشی نداره. گاهی فکرم میپره و میره سمتش. میگم خوب اینم بخشی از زندگیم بوده. تجربه شد دیگه . گاهی سخته اما بیشتر اوقات ته دلم میدونم تصمیم درست گرفتم

امیدوارم دلتون همیشه خوش باشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز